العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
127
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
المقدور هو الذي يصح وجوده و عدمه عن القادر ، و هذا المعنى منفي في المتولد لأنّ عند اختيار السبب يجب المسبب فلا يقع بالقدرة المصححة . و الجواب : أنّ الوجوب في المسبب عند اختيار السبب وجوب لاحق كما أنّ الفعل يجب عند وجود القدرة و الداعى ، و عند فرض وقوعه وجوبا لاحقا لا يؤثر في الإمكان الذاتي و القدرة فكذا هنا . متن : وجوب [ فعل سبب ] كه به واسطهء اختيار كردن سبب حاصل مىشود ، وجوب لاحق [ به فعل ] است [ و منافاتى با امكان ذاتى آن ندارد . ] شرح : اين عبارت پاسخ اشكالى است كه اينجا وارد مىشود ، و آن اينكه : فعل متولّد به سبب قدرت ما واقع نمىشود ، زيرا مقدور چيزى است كه وجود و عدم آن از قادر صحيح است ، و اين معنا در فعل متولّد منتفى است ، زيرا وقتى فاعل سبب را اختيار مىكند [ و آن را انجام مىدهد ] ، مسبّب واجب است كه تحقق يابد [ و فاعل اختيارى در پديد آوردن و نياوردن آن ندارد ، چه بخواهد و چه نخواهد ، مسبب واقع مىشود . ] بنابراين مسبب به واسطهء اعمال قدرت كه مصحح [ وقوع يا عدم وقوع ] است ، تحقق نيافته است . پاسخ اين اشكال آن است كه : وجوب [ و ضرورت تحقق ] در مسبّب هنگام اختيار كردن سبب ، وجوب لاحق است ، همانگونه كه فعل هنگام وجود قدرت و انگيزه برآن ، وجوب مىيابد . [ مثلا وقتى شخصى قادر به ايستادن است و انگيزهء براين كار نيز دارد ، بالضرورة خواهد ايستاد . ] و وقتى فرض كردى اين كار [ كه فعل مباشر است ] ، با ضرورتى كه لاحق به آن است ، واقع شد ، چنين وقوعى در امكان ذاتى آن و قدرت برآن مؤثر نخواهد بود . در مورد فعل متولد نيز چنين است .